على اصغر ظهيرى

240

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

حضرت سركه و زيتون مىخورد و پيراهنى زبر و خشن در زير لباسهاى خود مىپوشيد و روى آن روپوش سراسرى به تن مىكرد . روزى يكى از اصحاب كه در حضور حضرت بود ، ديد پيراهن حضرت در ناحيه گردن وصله دارد و همچنان به آن وصله نگاه مىكرد ، امام عليه السلام به او فرمود : چرا به من نگاه مىكنى ؟ او عرض كرد : به وصله‌اى كه در گريبان پيراهن شماست مىنگرم ، حضرت ورقهء نوشته شده ، يا كتابى كه در كنارش بود را به او نشان داد و فرمود : اين را بخوان ، او ديد در آن نوشته شده : لاايْمانَ لِمَنْ لاحَياءَ لَهُ وَ لامالَ لِمَنْ لاتَقْديرَ لَهُ وَ لاجَدِيْدَ لِمَنْ لاخَلِقَ لَهُ . « 1 » « آن كس كه حيا ندارد ايمان ندارد ، آن كس كه اندازه‌گيرى در مخارج زندگى ندارد مال و ثروت ندارد و آن كس كه تازه ندارد كهنه ندارد . » به اين ترتيب امام به او فهماند كه اندازه‌گيرى در معاش و دورى از زياده‌روى و اسراف ، موجب مىشود كه انسان هم ثروتى براى خود بيندوزد و هم لباس نو بپوشد ، بنابراين استفاده از لباس وصله‌دار عيب نيست . آن حضرت محاسن خود را با حنا رنگ مىكرد ، به حدى كه كاملًا قرمز مىشد و موى سبيل خود را از ته مىتراشيد . « 2 » استفاده از عطر امام صادق عليه السلام به قدرى از عطر استفاده مىكرد كه هرگاه كسى وارد مسجد مىشد و ايشان را نمىديد از محلى كه بوى عطر از آن به مشام مىرسيد مىفهميد كه حضرت در همان مكان نشسته بوده است ، زيرا محل سجدهء آن حضرت همواره خوشبو بود . « 3 »

--> ( 1 ) - كافى ، ج 6 ، ص 460 ، حديث 3 . ( 2 ) - انوارالبهية ، ص 246 . ( 3 ) - فروع كافى : ج 6 ، ص 511 .